القاب خودساخته و واقعیتهای پشت پرده؛ نقدی بر پدیده سلطانسازی در اقتصاد
امروز صنعت فرش، بهویژه فرش دستباف، همچنان مخاطبان خود را دارد؛ اما در فضای مجازی، برخی افراد با استفاده از عناوینی مانند «سلطان فرش» به تولید محتوا، جذب مشتری و کسب درآمد میپردازند. پرسش اینجاست که این عناوین بر چه اساس و با کدام معیار تخصصی به آنان داده شده است؟ آیا صاحبان این عنوان، تحصیلات مرتبط یا سابقه چندینساله در صنعت فرش دارند؟ چه مرجعی این لقب را به آنان داده و ماجرای پروندههای بانکی و محکومیتهای اخیر چیست؟
به گزارش اقتصادگران، عنوان «سلطان فرش» سالهاست در رسانهها و فضای مجازی تکرار میشود، اما مشخص نیست این لقب بر پایه کدام استاندارد تخصصی یا تأیید کدام مجموعه صنفی معتبر صادر شده است. آیا تولیدکنندگان واقعی و باسابقه فرش دستباف چنین جایگاهی را به رسمیت شناختهاند، یا این عناوین بیشتر حاصل تبلیغات سفارشی و تصویرسازیهای مجازی است؟
علاوه بر القاب، روایتهای زندگینامهای نیز پر از تناقض است. داستانهایی که از دوران سخت کودکی تا رسیدن به ثروت کلان در هر مصاحبه با جزئیات و اعداد متفاوت بیان میشود، بدون ارائه اسناد روشن، اعتبار این روایتها را زیر سؤال میبرد.
در حالی که بسیاری از فعالان واقعی تولید برای دریافت تسهیلات اندک با موانع متعدد بانکی روبهرو هستند، دسترسی به وامهای کلان و سپس ورود به فرآیندهای حقوقی برای تعویق بازپرداخت، با تعریف رایج از کارآفرینی سالم فاصله دارد. چنین روندهایی بیش از موفقیت فردی، نشاندهنده ضعف نظارت و توزیع ناعادلانه منابع است.
ضروری است بهجای بزرگنماییهای رسانهای، عملکردها بر اساس شفافیت و معیارهای قابل بررسی ارزیابی شوند.
دکترمازیارمیرمحقق و پژوهشگر




